دکتر ایرج تاراپوروالا : تنها کسانی که به راز درون خود پی‌ برده و با کوشش خستگی‌ناپذیر برا پاک‌کردن مغز خویش از هرگونه پلیدی و اندیشه‌های ناشایست طریق روحانیت را طی کرده‌اند، می‌توانند به درک گفتار مفاهیم درونی سخنان پیامبران بزرگ نایل آیند. سراینده گاتها (اشوزرتشت) از روی خرد و دانش بسیط و پر ژرف سخنانی پر از حکمت و فلسفه ایرا کرده‌اند.
موبد فیروز آذگشسب : در حقیقت می توان گفت گاتها(سرودهای اشوزرتشت) کهن‌ترین، مقدس‌ترین، مطمئن‌ترین و پرمغزترین مدرک اوستایی است که از دستبرد حوادث زمان محفوظ مانده و شامل چکیده آیین اشوزرتشت و بهترین درس زندگی می‌باشد.
اشوزرتشت در گاتها اهورامزدا(خدای یکتا) را پدری مهربان دوستی وفادار و یاری صمیمی و سرچشمه تمام نیکویی‌ها و زیبایی‌ها می‌داند و او را مظهر قدرت و توانایی، دانش و حکمت، راستی و پاکی و کمال و رسایی می‌شناسد. و همچنین او را بخشنده و دادگر و آگاه از ضمیر همه کس و همه چیز می‌شمارد.
پروفسور میلز : هرگاه به تاریخ افکار بشر ارزشی قائل گردیم باید گفت اوستا مقام مهمی را در این تاریخ تحصیل خواهد کرد.
اوستا فقط کهن‌ترین اثر جاودانی از افکار آریایی را به ما ارائه نمی‌دهد بلکه از نظر تاثیر عمیق و وسیعی که در ادیان یهودی و مسیحی داشته است مقام موثری در توسعه مذهب و سرونوشت روح بشر کسب کرده است. دلایل موجهی وجود دارد که نشان می‌دهد نفوذد مذهب ایران باستان باعث شد که آیین یهود به صورت فرقه متدین «فارسیایی» که مشتق از واژه پارسی است در آید. به عقیده من (میلز) تا زمانی که مطالعه دقیق و کاملی از اوستا و فرهنگ آن به عمل نیاید نمی‌توان از مذهب یهود مطالعه دقیق و جامعی نمود.
سموئیل لنگ : مذهب مسیح هرچقدر منطقی‌تر و پاک‌تر و سخاوتمندتر شود باید گفت به آیین زرتشت نزدیک‌تر شده است و عیسویان متجدد امروزی بدو این که خود آگاه باشند عملا پرستندگان اهورامزدا می‌باشند منتها حضرت مسیح را جای اورمزد گرفته‌اند.
تعلیمات زرتشت با افکار و علوم امروزی کاملا وفق دارد و احتیاجات دنیای امروزی را عملا برآورده می‌سازد و مذهب و علم، سازشی ایجاد می‌کند.
دکتر ویتنی اوستاشناس آمریکایی: ایران زمان کورش به بعد تا جنگ ماراتن بسیار متمدن و قادر و قومش بزرگترین ملت روی زمین بود. هنوز روم طفل و اروپای جدید پا به عرصه وجود نگذاشته بود. یونان مملکت متحدی نبود و ملتشش به چندین طایفه کوچک منقسم و از بیم سپاه ایران چندی با هخم متفق شدند. ایران در این زمان برا جهان قوانین وضع نمود و مذهب به وجود آورد و این مذهبی است که در اوستای زرتشت بیان شده است. پس از آن عیس خواه انسان و خواه خدا آن را پیروی نمود و همان را موعظه می‌کرد و در سر آن ایستادگی نمود تا این که بالای دار جان سپرد. با آن که این شرف بزرگی است از برای کسی که در سر عقیده خود جان خو.د را فدا کند ولی از برای عیسی چگونه ممکن بود آیینی را که زرتشت در جزو پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک غالبا تکرار کرده است بهتر و پاک‌تر از او بیان نماید؟ آیا این سه کلمه شامل همه چیز نیست و اساس کلیه مذاهب شمرده نمی‌شود؟ آیا ممکن است کسی از مرسلین پارسا چیزی به آن بیفزاید؟ شاید کسی در جواب بگوید آری عشق عیسی را نیز می‌توان ضمیمه این اصول نمود اما کسی را که اندیشه، خوب و پاک است نه فقط عیسی بلکه سراسر جهان و خالقش را دوستار خواهد بود. کسی را که اندیشه، پاک است لاجرم دل هم پاک است. همیشه اندیشه نیک اساس و بنیان حقیقی گفتار و کردار نیک است.
پروفسور دارمستتر اوستاشناس فرانسوی: کم‌درآمدترین و درمانده‌ترین فرد زرتشتی خود را سربازی می‌داند که باید برای فیروزی راستی بر دروغ و نیک بر بدی مبارزه کند. هیچ مذهب دیگری نمی‌توانست در یک فرد احساسی به وجود آورد که این قدر نسبت به زندگی خوش‌بین باشد و برای زندگی ارزش قائل گردد و آن را دوست داشته باشد. کسی که اطمینان دارد در پرتو سعی و کوشش بر مشکلات زندگی چیره خواهد گردید مسلما شکست در اندیشه او راه نخواهد یافت و همین امر باعث شده است که زرتشتیان پس از گذشت طوفان‌های سهمگین و بلایای خانمان‌سوز هنوز پای برجا مانده در هندوستان از همه پیشرفته‌تر و در جهان مترقی پیش‌گام‌تر از همه رو به سوی فروغ و روشنایی با کاروان تمدن همگام به جلو می‌تازد