بیاری اهورامزدا

گرامی اعضای هیئت مدیره انجمن موبدان تهران

           با درود

اشوزرتشت نزدیک به 4000 سال پیش آغازگر راهی بود که آرمان آن دست یافتن به جهانی پیشرو در سایه آرامش و آسایش است . این وخشور بزرگ خود را نخستین آموزگاری نامید که تنها با تکیه بر توانایی خود درآگاهاندن انسانها گام در این راه اهورایی نهاده است .

بدیهی است چنین راهی بس طولانی است و بی شک او با تکیه بر این دانش همواره چشم به انسانهایی دارد که سوشیانت وار بتوانند با تکیه بر آزاداندیشی ، اشویی و فرشکرد راه او را ادامه دهند .

در دوران کنونی شاهد رشد گسترده آگاهی انسانها هستیم که این حرکت می تواند تهدیدی برای ساختارهای کم مایه و عقب مانده دینی باشد . از طرفی فرصتی است برای رویکردی نوین به اندیشه های والای دینی و سنتهای غنی و پربار به شرط آنکه اندیشمندان و روحانیون توانایی این را داشته باشند که بدور از تعصبات خشک خود ، با نگاهی نو به اندیشه های اشوزرتشت و بن مایه های دین بهی، دیدگاههای خود را بازبینی نمایند .

بر این اساس بر خود دانستم که با تکیه بر گاتهای اشوزرتشت ، نکاتی را به صورت مشخص و شفاف بیان کرده و ضمن درخواست پاسخگویی و هم فکری شما اندیشمندان خواهان تصمیم گیری انجمن موبدان در این موارد باشیم .

اعلام موضع شفاف انجمن موبدان در مورد احکام و وجرهای دینی ( فتوی ها)

              ای مردم این حقیقت را به گوش هوش بشنوید و

                      با اندیشه ای روشن و ژرف بینی آنها را بررسی کنید .

               آنگاه هر مرد و زن راه نیک یا بد را به اختیار برگزینید ،

                       پیش از فرارسیدن روز واپسین همه به پاخیزید و در گسترش آیین راستی بکوشید .

                                                                                                هات 30 بند 2 (گاتها)

 1-    ارزش نهادن واقعی به جایگاه انسان به واسطه اندیشه او

تک تک انسانها از دیدگاه گاتها جایگاه والایی دارند و تنها راه گسترش اشویی آگاه شدن همه افراد جامعه می‌باشد. به عبارت دیگر دلیل جایگاه ویژه انسان در گاتها ارزش گذاشتن به اندیشه او می باشد . با نگاهی دقیق به گاتها این امر کاملا درک می گردد که ارزشی که این وخشور به اندیشه انسانها می گذارد کاملا واقعی است نمونه هایی چون انتخاب آزادنه کیش ، انتخاب آزادانه همسر به این دلیل است که اشوزرتشت خود را نخستین آموزگار بشری می داند که با آموزشهای خود انسانها را می آموزد تا راه راست را با تکیه بر اندیشه خود ، شخصا  انتخاب نمایند .

2-    اختیار انسان و آزادی اندیشه و ارزش آن در پیام اشوزرتشت

بدیهی است که اختیار و آزادی یکی دیگر از موهبتهای با ارزش اهورامزدا و یکی از باورهای بنیادی اشوزرتشت در گاتها می باشند . دینی که بر پایه خرد ورزی و احترام به اندیشه  شکل گرفته به حرمت اختیار و آزادی ارزش والایی قایل می باشد چرا که ا اندیشه انسانی ، تنها در سایه اختیار و آزادی می تواند پیشرفت کند و به اوج برسد . با تکیه بر این بند اگر به امر یا جبر پیامبر یا یک روحانی فردی راه راست را پیشه کند هیچ ارزشی ندارد مهم این است که این فرد با تکیه بر اندیشه و در کمال اختیار ، خویش راه راست را برگزیند . به عبارت دیگر از دیدگاه اشوزرتشت ، دین تنها روشن کننده راه است ، نه امر کننده به رفتن انسانها به راه درست .

3-    در هیچ کجای گاتها ما شاهد حکم یا دستورالعملی از سوی اشوزرتشت نیستیم

همانطور که در بند فوق اشاره شد اشوزرتشت حتی برای تفهیم حقیقت الهی نیز به حکم یا جبر متوصل نمی شود. چرا که به درستی حقیقت نوعی آگاهی است که اکتسابی نیست و هر فرد باید خود آنرا تجربه کرده و به درک حقیقت نایل گردد . چگونه است که در دینی که پیامبر آن هیچ حکم یا دستور العمل دینی صادر نکرده است در طول تاریخ موبدانی به خود اجازه دادند تا کتب احکام و وجرهای دینی بنویسند . این پاسخ که برای افراد کم آگاه یا به تعبیری عامه مردم به چنین دستور العملهای دینی نیاز است با اصل احترام به اندیشه انسانها کاملا تناقض دارد .اگر اشوزرتشت هیچ گاه بین انسانها فرق نگذاشته است هیچ موبد دینی هم چنین مجوزی را ندارد و مهمتر این که چنین دیدگاهی برای موبدان هم بسیار خطرناک بوده و زمینه لغزش آنها را فراهم می آورد . نگاه عمیق به تاریخ هم گواهی است بر این مدعاست . چرا که مهمترین دغدغه باید آگاه کردن انسانها باشد نه جایگاه موبدان.

4-    بزرگترین خطر برای ادیان این است که عده ای فکر کنند که بخشی از حقیقت دین را فهمیده و حق دارند آن را به دیگران تحمیل نمایند .

این مهمترین عاملی است که در طول تاریخ امکان استفاده ابزاری از دین را فراهم کرده است . تشخیص نیکی و بدی امری بسیار سخت و به آگاهی انسان در زمان وابسته است . طبیعی است که امکان اشتباه در هر رده و هر سن و هر درجه ای در این تشخیص وجود دارد . حال اگر امکانی در دین وجود داشته باشد تا رده هایی حتی روحانیون به خود اجازه بدهند تشخیص خویش از نیکیها را امر کرده یا تشخیص خویش از بدیها را نهی کنند . این آغاز استفاده ابزاری از دین است . بر این اساس به جرات می توان گفت که ما در دین زرتشتی نه بایست داریم و نه نابایست و هیچ گاه هم نباید شرایطی را فراهم آوریم که چنین امکانی در دین فراهم شود و راه آن حذف حکم و امر دینی است به خصوص از طبقه موبدان .

5-    راه گسترش صلح از طریق ادیان درک همین نکته در درون باور دینی است که هیچ گاه دین نباید امر کند چه به پیروان خودش چه به پیروان دیگر ادیان

باور ما بر این است که عدم درک همین نکته باعث بروز حتی جنگهایی بسیاری در طول تاریخ به نام دین گردیده است . مهم این نیست که روحانی درست امر می کند یا نه . مهم این است که عمل امر کردن و تحمیل کردن نظر خود بر دیگران در جامعه جا افتاده و توجیه می شود . در چنین شرایطی هر شخصی در هر رده‌ای به خود اجازه می دهد با تکیه بر سطح آگاهی خود به دیگر امر و نهی نماید . و این آغاز شکل گیری ایدئولوژیهای دینی است که خطرناک می باشند و تاریخ اثبات کرده که متاسفانه دین به واسطه قدرت و بعد الهی خود زمینه مناسبی را برای چنین استفاده‌های ابزاری از دین را فراهم می سازد .

6-    صدور فتوا ، احکام دینی در چنین شرایط می تواند باعث عدم همازوری و گسستگی بیشتر جامعه زرتشتی گردد .

همانطور که اشاره شد بزرگترین خطر صدور احکام دینی این است که دیگران هم به خود اجازه می دهند با تکیه بر این احکام یا تعابیر خود همین روش را پیشه نمایند . حال آنکه انجمن موبدان ایران تنها یکی از انجمنهای موبدان جهان است . در حالی که این روند می تواند زمینه شکل گیری حتی انجمنهای نوین موبدان در کشورهایی چون تاجیکستان ، روسیه و ... نیز فراهم آورد . در حالی که این انجمنها به صورت کاملا مشخص تحت تاثیر فرهنگهای غالب عمل می کنند بدیهی که روند صدور احکام و فتواها میتواند مسیر جدایی دیدگاههای مختلف دینی را فراهم سازد .

7-    آیا صرفا انجمنی تصمیم گرفتن می تواند تضمینی برای خطا نرفتن باشد .

اگر چه شکل گیری انجمن به معنی واقعی هم در هاله ای از ابهام است ولی مهم این است همواره خرد جمعی نسبت به خرد فردی برتر است . برا این اساس خرد جمع بزرگتر همواره بر خرد جمع کوچکتر برتر است . آیا هیچ گاه این امکان وجود ندارد که جمعی همگون شکل گیرند و نادرست تصمیم بگیرند . حال آنکه محدودیتهای انجمن می تواند مزید بر علت باشد . انجمنی که به صورت موروثی از خانواده های مشخصی شکل می گیرد می تواند شبهات بیشتری را بوجود آورد . در دیدگاه اشوزرتشت تمامی انسانها از دیدگاه نژاد ، رنگ و ... به صورت مطلق با هم برابر می باشند . و از نظر من انجمن مغانی هم که در گاتها بیان شده یک بار مینوی دارد .

۸- دین با دیدگاه آگاهی دادن نه تنها از سیاست و جامعه جدا نیست بلکه تضمینی برای سلامت آنها نیز می باشد.

 دین در صورتی که دستوری نباشد می تواند  موثر و لازم در کنار سیاست و جامعه باشد. بدان معنی که همچون پیامبرمان تنها راه پیشبرد باورهای دینی آگاه کردن افراد ، سیاست مداران و جامعه‌شناسان باشد نه چیز دیگری .

در سرود یتا اهو(یکی از سه آیه مقدس زرتشتی) به زیبایی این نکته بیان شده است که به همان اندازه که سردار دنیا به واسطه توان خودش نیرومند است روحانی دینی به واسطه اشویی و پاکی اش نیرومند است و در ادامه به جایگاه اندیشه پاک و شهریاری اهورایی اشاره شده است .

 با توجه به تمام موارد یاد شده و البته شرایط حساس کنونی به هیچ وجه این توقع نمی رود که انجمن موبدان با حذف مرکزیت خود در امور دینی ، باعث چالش در جامعه شود بلکه هدف این بود که خودمان چند نکته مهم را فراموش نکنیم .

نخست اینکه در حال حاضر به دلیل اقلیت بودن ، فشارهای تاریخی و مهمتر از همه تغییر رویه گذشته موبدان شاید انجمن موبدان جایگاه مطلوبی را در درون جامعه پیدا کرده باشد ولی با روند دین‌گریزی رو به گسترش در جامعه این پایگاه نمی‌تواند چندان محکم و پایدار بماند مگر آنکه بتوانیم دیدگاههای مدرن و واقعی پیام اشوزرتشت را پیاده نماییم .

دوم خودمان به موارد یاد شده باور داشته و از رفتار های حاکمانه به هر شیوه ای جلوگیری نماییم و راه انحراف روحانیت زرتشتی را از همین نقطه بگیریم . به اندیشه تمامی انسانها ارج بگذاریم و به خود اجازه ندهیم آنچه را که باور داریم و شاید فکر می کنیم عین راستی است به دیگران تحمیل نماییم. اعتراضی که بسیاری از دلسوزان دین و جامعه زرتشتی به اعضای انجمن موبدان دارند یعنی بی حرمتی به اندیشه دیگران و اجازه ندادن به بیان دیدگاههای مختلف .

سوم با شناخت راه درست دین اشوزرتشت این آمادگی را داشته باشیم تا در زمان لازم بتوانیم این تغییر موثر و باارزش را در عمکردمان انجام داده و نوع نگاهمان را در دیدگاههای امروزیمان نیز با درایت اصلاح نماییم

چهارم پیشنهاد می شود ادبیات گفتاری خودمان را در زمینه فتوا یا وجر عوض نماییم . و انجمن موبدان در موارد مختلف نظر خود را پیشنهاد دهد در این صورت همراهی که از سوی جامعه صورت می گیرد واقعی خواهد بود نه امری . یادمان باشد حتی در دوران ساسانی که عملکرد موبدان در آن دوران مورد پذیرش نبوده و حتی در مواردی پایه ای مغایر با پیام اشوزرتشت بوده است کتابی که به عنوان کتاب احکام زرتشتیان تهیه شده بود شایست ناشایست نام داشت نه بایست نابایست . پس ما هم به خودمان اجازه ندهیم برای جامعه حکم و بایست و نابایست تعیین نماییم .

پنجم اصلاح این روند رفتاری انجمن موبدان به هیچ وجه جایگاه مدیریتی او را در امور معنوی نه تنها سست نمی کند بلکه با دقت بیشتری که در صدور شایست ناشایستهای دینی می شود، موثرتر هم خواهد شد .

به طور کلی در مورد انجمن موبدان مدیریت معنی ندارد بلکه انجمن موبدان به دلیلی ماهیت امور مینوی ، رهبری این امور را به عهده دارد . رهبری یعنی پیشگام شدن و همراه کردن بقیه، بر عکس مدیریت که لزوما خود مدیر در صف اول قرار نگرفته بلکه کارهای تقسیم شده را امر می نماید . این یعنی شکل گیری یک انجمن موبدان واقعی به طور مثال اگر تمامی موبدان روزی 5 وعده نماز خواندند آنگاه می توان در پیک انجمن موبدان چاپ کنیم که شایسته است زرتشتیان روزی 5 وعده نیایش روزانه را به جا آورند .

خلاصه کلام اینکه در راستای درک و ارزش گذاردن به بزرگی جایگاه انسان در باور اشوزرتشت یاد بگیریم با تکیه بر اندیشه و خرد بر خودمان امر کنیم و با باور به خرد جمعی به دیگران پیشنهاد کنیم و بدانیم که اندیشه های والا و اشو خود راه خویش را باز خواهند نمود .

 

                                                                                    خرداد ماه 1388 خورشیدی

                                                                                      موبد پدرام سروش پور

                                                                            عضو هیئت مدیره انجمن موبدان تهران