برداشت آزاد از گاتها سروده های اشوزرتشت هات 48 - بند 10
روحانیان از نگاه اشوزرتشت
«ای مزدا! یارانم برای گسترش دین اهورایی کی خواهند آمد؟
پروردگارا! پلیدی دروغ و آز کی از پهنه گیتی برانداخته خواهد شد؟
وسیلهای که (با آن) کرپانهای سیهکار مردم را میفریبند
و شهریاران ستمگر با اندیشههای شوم بر کشورها حکومت میکنند.»
(گاتها 48 بند 10)
انسان از بدو حیات رویکردی ویژهای به معنویات و نادانستههای دنیای بعد ازمرگ داشتهاست و ساختهشدن معابد و شکلگیری گروهی به نام روحانیان و مراسم و آیینهای دینی، با پیامبری اشوزرتشت آغاز نشده است، بلکه بسیار کهنتر از اشوزرتشت بوده و مهمتر از همه ریشه در فرهنگ و باور مردم داشته است. در جهانبینی اشوزرتشت بر این واقعیت تاکید شده است که حقیقت امری واحد است لذا هیچ توجیهی برای شکلگیری گروههای مذهبی و دینی متفاوت وجود ندارد. این گروهها به جای راهنمایی انسانها به سوی حقیقت، با گسترش اختلافات متاسفانه منافع مادی و گیتوی روحانیان و حاکمان را فراهم مینمودند.
اشوزرتشت در گاتها همواره خود را بزرگترین دشمن دروغ و دروغکاران نامیده و در طول زندگیش به طور خستگیناپذیری تا دست یافتن به آرمانش به مبارزه با ایشان پرداخته است. درگاتها مهمترین مخالفان اشوزرتشت به عنوان دروغکاران دو گروه بودند نخست روحانیان دروغین زمان و دوم حاکمانی که با حمایت از این روحانیان به مقاصد خود میرسیدند. در این بند کرپانها و در بندهای دیگر اوسیجها نماد دو گروه از این روحانیان میباشند.
در مقابل در گاتها از انجمن مغان(مزویی مگایی) نام برده شدهاست که موبد فیروز آذرگشسب آنرا انجمن برادری و یگانگی ترجمه نموده و بر نظر موبد تاراپوروالا تکیه کرده است که مغ یا مگ در اصل پیروان زرتشت بودهاند که برادری و یگانگی عجیبی بین آنها برقرار بوده است. استاد پورداود نیز پس از بررسی نظرات گوناگون به استناد بندهای گاتها میگوید: «به خوبی پیداست که پیغمبر ایران از این دو واژه دین و آیین خود و پیروان دین خود را اراده کرده است.»
از بندهای گاتها اینچنین به نظر میرسد که اشوزرتشت بر این باور نبوده که گروهی در مقابل کرپانها و اوسیجها بسازد چرا که از پایه با این دیدگاه مخالف بوده که روحانیان به خود اجازه بدهند با به بازی گرفتن اعتقادات و باورهای مردم منفعتطلبی نموده و نظام طبقاتی را تعریف نمایند حال این به نام ایزدان و خدایان قبل از اشوزرتشت باشد یا خدای یکتایی که اشوزرتشت تعریف کرده، فرقی نمیکند. شاید در شرایط فعلی جامعه زرتشتی خطرات این چنین تفکراتی ملموس نباشد ولی باید بپذیریم گسترش همین تفکر در زمان ساسانیان بزرگترین ضربه را به بدنه دین زرتشتی زد. علیرغم خدمات فرهنگی و علمی فوقالعاده باارزش موبدان ساسانیان این پرسش را برای همیشه در دل تاریخ باقی گذاشت که واقعا ایشان چقدر در شکلگیری دوران نشیب دین زرتشتی نقش داشتند.
از نگاه اشوزرتشت کسانی که بتوانند سوشیانتوار با آموزش مردم، راه او را ادامه دهند بهترین پیروان او خواهند بود و بیشک نگاه او به روحانیت دینی چیزی جز این نبوده است.
آنچه مسلم است بعد از شکست ساسانیان آنگروه از موبدان درباری که دین را در راستای منافع خود تعریف کرده بودند راه جدید خود را پیدا کردند و در عوض موبدان پایبند و پایدار به فرهنگ زرتشتی، در کنار مردم باقی ماندند و دور جدیدی از تاریخ فرهنگ زرتشتی را رقم زدند دورانی که مغان و موبدان باارزشترین جایگاه را پیدا کردند سند آنهم ارزش و جایگاهی که مغ و پیرمغان در ادبیات ایران داشته است در بین نزدیک به هزار بیتی که در مورد مغ و پیرمغان در ادبیات ایران پس از اسلام نقش بسته حتی یک بیت نیز نمیتوان یافت که این جایگاه را بیارج نموده باشد.
ایشان در کنار زرتشتیان با حفظ کتابها و فرهنگ زرتشتی بزرگترین خدمت را در پایداری دین زرتشتی انجام دادند. دکتر کتایون مزداپور در کتاب زرتشتیان این چنین بیان میدارد که «عشق و زحمت و جانبازی آنان را قطعا باید مایه و پایه حفظ و تداوم سنت نیاکانی و فرهنگ ایرانی دانست. گرچه در قرون اخیر فرسودگی و رنج دامان آنان را سخت گرفته بوده است، اینان آگاهترین کسان بودهاند که دانشی موروثی و فرهنگی عظیم را به دنیای کنونی ارمغان کردهاند: در زمانی که زبانهای یونانی و لاتین و سانسکریت در مدارس و مکاتب بزرگ تدریس میشد، همین چشمهای بیعینک در پای شمع نیمه جان، زبان اوستا و پهلوی را در خانههای موبدان یزد و کرمان حفاظت کرده است!»
گمان مبر که پایان رسیده است کار مغان هزار باده ناخورده در بن تاک است