خردورزی، راستی و شادی

از قول بزرگمهر :

بپرسید دیگر که در زیستن           چه سازی که کمتر بود رنج تن

چنین پاسخ داد که گر با خرد         دلش بردبار است رامش برد

به داد و ستد در کند راستی            ببندد در کژی و کاستی

                                                          فردوسی حکیم

مانتره یا کلام اندیشه برانگیز، سرودهای مینوی است که از اشوزرتشت برای ما به یادگار مانده است. پیامبر در این آموزه ها با بیانی فلسفی و خردمندانه، بسیاری از مفاهیم مینوی را بیان نموده و راهی گشوده است برای اندیشیدن آیندگان. شاید به همین دلیل است که هر انسان یا پژوهشگری که به گاتها روی می آورد به فراخور شناخت، نیاز و تخصص خود از گاهان برداشت می کند.

پروفسور شلراث طی مقاله ای در سال 1962، متون گاهانی یا همان مانتره را یک متون زنده نامید که در مفاهیم عمیق تر آن یک نوع «اختلاف دلربا» (a fascinating discrepancy) بین پژوهشگران وجود دارد. این اختلاف در مفاهیم عمیق گاهان، باعث شده تا برخی، اشوزرتشت را یک معلم اخلاق، برخی دیگر او را یک عارف شمن مسلک، بعضی او را یک سراینده سرودهای دینی و آداب و رسوم مذهبی، گروهی او را سیاستمدار و گروهی دیگر او را یک مبتکر ایدئولوژی سه گانه، قلمداد کنند.

در این بین تاکید پیامبر بر سه مفهوم کلیدی خردورزی، راستی و شادی نیز یکی از ویژگیهای بارز مانتره می باشد. اشوزرتشت خدای یکتا را «مزدا» به معنی «دانای کل» معرفی می کند و برپایه همین باور به انسان نیز به واسطه اندیشه اش ارج می نهد و انسان تنها با اتکا به تکامل اندیشه است که می تواند خود را به جایگاه مزدا یا دانایی کل برساند که این همان برداشت از واژه وهومن(بهمن) به معنی اندیشه پاک است که به گفته سهروردی نزدیکترین نور یا نور اقرب به درگاه حق می باشد.

واژه دیگری که در گاتها پرکاربردترین است واژه «اشا» می باشد که به معنی راستی است و از مانتره چنین برداشت می شود که نظام و هنجار هستی نیز بر پایه اشا شکل گرفته است. در گاهان راستی سرچشمه تمام خویها و صفات نیک می باشد زیرا باور بر این است که تمامی صفات بد و اهریمنی به خودی خود، زشت و طردشدنی می باشند و هیچ انسانی فریب، ریا و خشم و کینه و زیاده خواهی را نمی پسندد و بر نمی تابد، اما تنها چیزی که به بدیها در جوامع امکان بقا می دهد ناراستی است. ناراستی همچون پوششی است که با پنهان کردن بدیها زمینه باقی ماندن و گسترش آنها را فراهم می سازد. به عبارت دیگر اگر ما در جوامع خود تنها و تنها راستی را بدون هیچ عذر و بهانه ای نهادینه نماییم دیگر جایی برای بدیها نخواهد ماند.

شادی نیز در گاهان صفت مشترک بین انسان و خداست و شادی، رامش و در نهایت خوشبختی آرمانی است که به عنوان هدف و فلسفه آفرینش برای انسانها تعریف شده است. که البته برپایه مانتره شادی پایدار، آن رامش و شادی است که با تکیه بر نیک اندیشی و از راه راستی بدست آید.

«ای خدای هستی بخش، راهی را که به من نشان دادی راه نیک منشی است راهی ست که برمبنای آموزش سوشیانس ها قرار گرفته است.

آموزشی که توصیه می کند هر کار نیکی که در پرتو راستی انجام شود شادمانی به بار خواهد آورد. آموزشی که انسان را به خرد و دانش واقعی رهبری می کند و پاداش آن رسیدن به تو است ای دانای کل.» (گاتها – هات 34 بند 13)

اما از نگاهی ژرف تر به این آموزه نمایان می گردد که تنها در بستر آزادی است که اندیشه می تواند پیشرو بوده و در مسیر کمال و دست یابی به مزدا گام بردارد. شاید به همین دلیل اشوزرتشت آغاز سروده های خود را با این پیام بزرگ آغاز می کند که «ای زنان و مردان بهترین سخنان را به گوش هوش بشنوید و با خرد خود نیک بنگرید آنگاه هر یک از شما آزادانه و با اختیار از بین این دو نیکی و بدی یکی را برگزینید» (گاتها – هات 30 بند 2)

اصل و بنیان پیام الهی بر آزاداندیشی است و اینکه هر انسانی باید با خرد خود و تشخیص خود راه نیک و بد را تشخیص دهد و این یکی از مدرن ترین تعاریفی است که از آزادی می توان بیان کرد و اندیشه و باوری که اعتقاد دارد به اصالت و جایگاه اندیشه، بی شک آزاد اندیشی را نیز ارج می نهد.

از سویی دیگر راستی هم صرفا به معنای به کار بردن راستی در زندگی فردی نیست در حالی که اشوزرتشت به روشنی بیان کرده که او بزرگترین و سرسخت ترین دشمن دروغ و دروغ گویان است. به عبارت دیگر پیام اشوزرتشت نه صرفا به کاری گیری راستی برای خود، بلکه راستی جویی است. این که تک تک ما به جایگاهی برسیم که دروغ را تاب نیاوریم و با دروغ و دروغ گویان مبارزه کنیم این یعنی دینداری از نگاه پیامبر.

اتفاقا اگر زندگی تک تک پیامبران الهی را بررسی کنیم به این واقعیت دست می یابیم که ایشان این دو موهبت بزرگ الهی یعنی آزاد اندیشی و راستی جویی را ارج نهادند تا توانستند به جایگاه پیامبری برسند. با تکیه بر آزاداندیشی خود بتهای اعتقادی و نادرست زمان خود را شناختند و با باور به راستی جویی، شجاعانه با این نمادهای دروغ و دروغ پرستی به مبارزه پرداختند. آزدااندیشی و راستی جویی در کنار هم باعث فرشکرد یا شکل گیری جهانی نو می گردد.

جایگاه والای شادی هم در فرهنگ ایران باستان به هیچ وجه شادی فردی نبوده بلکه شادی به عنوان رامش و خوشبختی تلقی می شود که در کنار هم و برای همه شکل بگیرد چنانکه اشوزرتشت می فرماید «خوشبختی از آن کسی است که خواهان خوشبختی دیگرا باشد» (گاتها – هات 43 بند 1)

پیشاپیش جشن سده، جشن کشف و مهار آتش، آغاز دوران صنعتیدر ایران و کهن ترین جشن ثبت شده در تاریخ این سرزمین را به همه شما همکیشان و ایران دوستان شادباش می گویم .

پیروز و سربلند باشید