سخن سردبیر مجله فروهر 473
آبادانی
کز آباد کردن، جهان شاد کرد جهانی به نیکی ازو یاد کرد
فردوسی
یک جهانگرد غربی در سفرنامه خود خاطرهای را بیان میکند مبنی بر اینکه در گذر از شهر یزد در روستایی پیرمردی سپیدپوش در حال بیلزدن و کشاورزی با لباسی خاص مشاهده میکند و وقتی با او هم صحبت میشود پی میبرد که او یک موبد زرتشتی است. از او می پرسد که چرا یک روحانی زرتشتی باید خود به کشاورزی بپردازد در حالی که شاید چنین چیزی در بین روحانیون عرف نباشد و موبد در پاسخ به او می گوید که اوستایی که من برای درگذشتگان می خوانم شاید از بار گناهان ایشان بکاهد و باعث رستگاری آنها شود اما آنچه که مرا به بهشت خواهد برد همین کار کردن در زمین و آبادکردن آن میباشد.
ریشه این باور و فرهنگ باارزش را باید پیش از هر چیز در گاتهای اشوزرتشت جستجو کرد که پیامبر بارها پیروان راستین خود را به آباد کردن جهان سفارش میکند و پاداش اهورامزدا را در این راه میداند.
«ای خداوند خرد کسانی از آن پاداش گرانبها که نوید داده شده بهرهمند خواهند گردید که کار را از روی خرد و منش پاک انجام دهند، برای پیشرفت و آبادانی جهان کوشش نمایند. خواست خداوند هستیبخش را برآورده سازند و در پرتو راستی و پاکی در پیشرفت جهان کوشا باشند» گاتها هات 34 بند 14
در اوستا نیز در بند 4 از هات 35 یسنا آمده است که :
« از پی پاداش پسین بهترین کنش را همی گوییم به دانایان و نادانان، به شهریاران و شهروندان که جهان را آباد کنند و رامش(شادی) بخشند»
آبادکردن جهان ریشه در شادکردن زمین و در نهایت شاد ردن روان آفرینش دارد که در وندیداد نیز به روشنی به آن اشاره شده است که یکی از شادترین زمینها، آن است که مرد اشو در آن آبادانی کند.
از طرفی در فرهنگ زرتشتی هر دو جهان گیتی و مینو ارزشمند می باشند اگر چه جهان مینوی جهانی است جاودانی و شاید انسان در جهان گیتی میرا باشد اما هیچ گاه این جهان کم ارزش تلقی نشده و اتفاقا بهدینان با آبادکردن این جهان به مهر و گسترش شادی و آبادانی، بهشت را در همین جهان جستجو می کنند.
در سدههای گذشته نیز که زرتشتیان مجبور شدند برای در امان ماندن از یورشها و بیدادگریهای، بیگانگان به مناطق خشک و کویری مرکز فلات ایران شهرهای یزد و کرمان و سیستان پناه آورند. همواره با کوشش و همت خود و همچنین دانش نیاکانی و حفر قنوات زیاد، حتی دل خشکترین کویرهای این سرزمین را نیز آباد کردند و هیچ گاه از تلاش و کوشش برای آبادانی دست برنداشتند.
امسال زرتشتیان ایران سالگرد درگذشت بزرگمردی را گرامی داشتند که طی زندگی پر برکت خود منشا آبادانی بسیار بود و در عرصه راهسازی در مناطق سخت و کوهستانی غرب کشور یک فرد شناخته شده میباشد. مهندس رستم آبادیان، یک زرتشتی زاده راستین که به نیکی گیتی را پلکانی ساخت برای جهان مینوی خویش.
مهندس رستم آبادیان با تجربه و جایگاه والایی که داشت سه دوره در سمت رئیس انجمن زرتشتیان تهران نیز خدمات باارزشی را برای جامعه زرتشتی انجام داد. اما شاید یکی از شاخص ترین خدمات او داد و دهشهایی بود که ای مرد نیک انجام میداد و به خصوص داد و دهشهای فرهنگی.
به جرات می توان گفت که اکثر مطبوعات جامعه زرتشتی به نوعی از حمایت و دهش ایشان بهرهمند بودهاند. اینجانب نیز به عنوان عضوی کوچکی از جامعه مطبوعات زرتشتی با ایشان آشنا بوده و از همصحبتی با ایشان بهره میبردم. ایشان فردی بودند آزاداندیش و مهمتر آنکه بسیار به آزاداندیشی ارج می گذاشتند و باور داشتند که باید این ارزش در جامعه زرتشتی بیش از هر چیز دیگری پرورش یابد. در تمام مسوولیتهایی که داشتند همواره با رویی گشاده و بلندطبعی پذیرای انتقادات و صدای مطبوعات بوده و بی هیچ چشمداشتی و با اعتقاد کامل از آنها حمایت میکردند.
شاید روزی که مهندس رستم آبادیان درگذشت جامعه مطبوعات زرتشتی هم، در غم از دست دادن یک پدر و یک حامی به سوگ نشست اما نور امید فرزندان و کسانی که راه ایشان را ادامه می دهند نویدبخش آیندهای روشن بود.
زرتشتیان همواره در دهشهای فرهنگی همچون مدرسهسازی و بیمارستان پیش گام بودهاند اما بخش مهمی از دهشهای فرهنگی، کمک برای چاپ روزنامه ها، نشریات و کتاب است. که این داد و دهش نه تنها چیزی از ساختن بناهای فرهنگی و آموزشی و خدماتی کم ندارد چه بسا می تواند پایه گذار اثرهای جاودانهتری نیز باشد.
روزنامه ها و نشریاتی که زیربنای آگاهی جامعه زرتشتی هستند و از سوی دیگر آبرو و اعتبار علمی و فرهنگی جامعه زرتشتی در قبال جامعه بیرون می باشند امروز بیش از هر دورانی برای زندهماندن و پیشرفت نیازمند کمک و دهش خیراندیشان هستند.
خیراندیشانی که با دهش خود پا جای پای بزرگانی همچون رستم آبادیان خواهند گذاشت.
بهشت برین جایگاهش باد.