عقل و عشق و اراده

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد                            عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رخت، دید ملک عشق نداشت                  عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد                    برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز                          دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

عقل، عشق و اراده سه اصل کلیدی در فلسفه و عرفان ایرانی می باشند. اولین مشخصه این سه اینست که  در انسان تجلی پیدا می کنند که نه تنها با هم تضادی ندارند بلکه به نوعی مکمل یکدیگر نیز هستند. از سوی دیگر  این سه مشخصه، تنها شاخصهایی هستند که قابل تعریف نمی باشند به عبارت دیگر برای آنها هیچ حد و اندازه ای نمی توان در نظر گرفت.

یکی دیگر از ویژگیهای عقل و عشق و اراده این است که ذات حق سرچشمه گرفته اند یا به عبارتی در نهایت در او به کمال می رسند. اگرچه این سه واژه جایگاه خاصی را در عرفان و فلسفه ایرانی پس از اسلام دارا می باشد در خیلی از متون به اصطلاحات حکمت، رحمت و قدرت مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته اند.

اما شاید فیلسوف بزرگ قرن هفتم سهروردی بود که سرچشمه این باورها را به درست معرفی کرد او در مورد عقل اول که نزدیکترین نور به باریتعالی است به روشنی بیان می کند که این همان است که ایرانیان باستان به نام بهمن می شناسند.